بررسی اصطلاحات سو وشون سیمین دانشور
بررسی اصطلاحات سو وشون سیمین دانشور
بر همگان واضح و مبرهن است که زبان، وسیله ای است برای تفهیم و تفاهم و هم چنین ابراز احساسات ،عواطف و اندیشه هاست تا زمانی که افراد یک زبان دارای احتیاجات محدود هستند ،استفاده از این ارتبا ط زبانی ,بسیار ساده و ابتدایی است و زمانی که نیازمندی های بشر افزایش یابد طبیعتا برای القای معانی از الفاظ یا قالب های به خصوص و پیچیده تری بهره می برند.از سوی دیگر زبان های مختلف خواه ناخواه بر یکد یگر تاثیر گذاشته یا تاثیر پذیرفته اند و بر اثر این تاثیر و تاثرات زبانی , گاهی واژه های یک زبان تغیر معنایی داده ،کهنه و متروک شده و یا جای خود را به الفاظ تازه وارد داده است و بررسی این تاثیرپذیری ها نیز فوق العاده دشوار است .با این توضیح کوتاه حال تلاش بر این است که در این مختصر ،اصطلاحات ،کنایات و الفاظ مشترک سووشون، این رمان بزرگ و شاهکار ادبی سیمین دانشور را باتوجه به زبان روز و رایج شهرستان سمیرم مورد بررسی قرار دهیم هر چند که معتقدیم خانم دانشور در این رمان اهداف بسیار والایی را در قالب زبان عامیانه ریخته و این زبان را به عنوان وسیله ای برای القای معانی و مفاهیم مورد نظر برگزیده و هنرمندیهای خود را در این میدان کاملا به منصه ی ظهور گذاشته است و به درستی در این راه بسیار خوش درخشیده وحتی در بسیاری از محافل ادبی مورد نقد و بررسی قرار گرفته است .اکنون در این وجیزه ،هدف این نیست که کدام عبارات یا الفاظ دقیقا از کدام زبان گرفته شده است و این کار عظیم و مهم با این همه گستردگی ،کار بسیار دقیق و سنجیده ای است که از عهده هر کسی ساخته نیست و از طرف دیگر زبان شناسان باید به این مهم جواب دهند. تنها چیزی که در این رمان به صراحت آمده این است که بعضی از این اصطلاحات به خاطر ارتباط تنگاتنگ زندگی مردم آن روزبا زندگی عشایری و هم چنین رابطه ی دو سویه ی فارسی زبانان و ترک زبانان این منطقه ترکی است و بسیاری از این اصطلاحات فارسی است که حتی ترک زبانان نیز در ارتباطات زبانی خود دقیقا آن را به فارسی استعمال می نمایند و حتی بعضی نیز عربی یا عربی آمیخته با فارسی است و علاوه بر این ها بعضی از لغات حالت بینابینی دارند که ترجمه بودن از زبان فارسی یا برعکس بسیار دشوار و قابل تامل است .
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۰ ساعت 18:32 توسط علی نیکنام
|
اگر به خانه ي من آمدي براي من اي مهربان چراغ بيار و يك دريچه كه از آن به ازدحام كوچه ي خوشبخت بنگرم