زمزمه های رمضانی در اشعار حافظ و سعدی

الف-سعدی: رمضان در فرهنگ شعر سعدی از جایگاه ویژه ای برخوردار است. حضور روزه و رمضان در غزلیات سعدی حضوری است پوشیده و رمزی و البته در همه یا بیشترینه ی غزل سبک عراقی حضور رمضان و روزه چنین است. اما در دیگر آثار سعدی ماه رمضان حضوری دارد صریح و روشن: از چشم انداز رمضان و روزه ی عوام گرفته تا روزه و رمضان خواص. سعدی به طور کلی مطالبی خاص پیرامون پرهیز از پرخوری و اندرون از طعام خالی داشتن دارد:
اندرون از طعام خالی دار                 تا در او نور معرفت بینی
تهی از حکمتی به علت آن             که پری از طعام تا بینی!
و این پیام همواره به شکل های دگرگون و دگرگونه شکل های شوق انگیز در فرهنگ شعری سعدی تکرار می شود. در گلستان می گوید: «در سیرت اردشیر بابکان آمده است که حکیم عرب را پرسید: روزی چه مایه طعام باید خوردن؟ گفت: صد درم سنگ! کفایت است. گفت این قدر چه قوت دهد؟ گفت هذا المقدار یحملک مازاد علی ذلک فانت حامله. یعنی این قدر تو را بر پای دارد و هر چه بر این زیادت کنی تو حمال آنی.
خوردن برای زیستن و ذکر کردن است                تو معتقد که زیستن از بهر خوردن است.»
در شعر سعدی زمزمه های عرفانی تپنده و مردمی و اجتماعی بلند است. و درست از همین چشم انداز است که او رمضان و روزه را به نقد می نشیند. چشم اندازی که کاملا تازگی دارد و کاملا انسانی و الهی است. این شاعر ناقد،که همواره بسیاری از معانی و مبانی هنری و انسانی پیش از خود و هم عصر خود را نقد و بازسازی کرده است در رویارو شدن با رمضان نیز چنین نگاهی دارد. روزه در نگاه سعدی خوراندن طعام است به نیازمندان نه نخوردن از سحر تا هنگام اذان مغرب! رمضان در فرهنگ سعدی ماه خوراندن است نه نخوردن! و این پیام از جمله پیام های پاکی است که سعدی همواره آورنده آن است: «جوانمرد اگر بخورد و بدهد، به از عابدی که روزه دارد و بنهد. هر که ترک شهوات از بهر خلق داده است از شهوتی حلال در شهوتی حرام افتاده است:
عابد که نه از بهر خدا گوشه نشیند                  بیچاره در آیینه ی تاریک چه بیند»
از خود باز داشتن طعام و سپس خود خوردن روزه داری نیست دزدی است و غارتگری و نا بسامانی! رمضان می آید تا سیر شکمان را با درد گرسنگان فقیر، آشنایی دهد و پلی زند از آن گروه به این جماعت! رمضان ماه همدردی است، روزه یعنی خوراندن طعام به درماندگان! این تعبیر نخستین بار در شعر سعدی به روشنی راه می یابد و سعدی از اندرز دادن خلق به کم خواری و اندرون از طعام خالی داشتن تا به نور معرفت رسیدن به این جا می رسد. نگاه سعدی به ماه مبارک فقط در همین مقوله اجتماعی محدود نمی شود. در غرلیات نگاهی دیگر دارد و در وداع با ماه مبارک نگاهی دیگرتر! نگاهی که نور ایمانی و عرفانی در مردمک دارد، گرچه میان دردهای اجتماعی و عرفانی هیچ فاصله ای نیست! امّا سعدی با رمضان این گونه وداع می کند: 
برگ تحویل می کند رمضان             بار تودیع بر دل اخوان
یار نادیده سیر زود برفت                 دیر ننشست نازنین مهمان
ماه فرخنده، روی برپیچید                و علیک السلام یا رمضان
الوداع ای زمان طاعت و خیر            مجلس ذکر و محفل قرآن
مهر فرمان ایزدی بر لب                  نفس در بند و دیو در دندان
تا دگر روزه با جهان آید                   بگردد به گونه گونه جهان
سعدی که کاملا معتقد به تزکیه قبل از تعلیم است و تعلّم در فضایی زلال و سالم با رمضان وداعی درخور دارد. گویی از پاره ی تنش جدا می شود. نگران است از این که مبادا تا آمدن رمضان سال دیگر، در غریبستان باشد و خرقه تهی کرده باشد و در روزگار آمدن رمضان نباشد.
ب-حافظ: امّا حافظ در روزگار ریا کاری و دروغ و فریب رمضان و روزه را به نقد می نشیند! درست است روزگار حافظ و سعدی و مولوی اغلب به هم شبیه است، اما نگاه این سه نظر باز ! یکسان نیست، هر سه در مو دیدن و پیچش مو دیدن یکسان و یکسو نگاه نکرده اند.حساسیت و ظرافت حافظ در نقد و پرده دری پیرامون نهادها و مؤسسه های دولتی و غیر دولتی منحصر به فرد است. او درگیر می شود و درگیر می کند. رمضان و روزه را حافظ در عصر نقاب و تقلب به نقد نشسته است. عصری که اشیاء و امور آن چنان که باید نیستند. نگاه حافظ به رمضان و روزه نگاهی است رندانه و دو پهلو. او به رمضان و روزه به طنز نگریسته است همچنان که به دیگر آداب مقدس! اما این طنز هرگز از سر بی دردی و بی دینی نیست، او از آن جا که به ایمان خودش شک ندارد با مقدسات در می افتد نه از آن جا که لا ابالی است. در شعر فرخی مقدسات ملی و مدهبی تحقیر می شود ولی در شعر حافظ مقدسات ملی همواره مقدس است و مقدسات مذهبی هم. این قدر هست که حافظ با نگرشی طنزی و با نگاهی اصلاح جویانه همچون یک مصلح و نقاد می کوشد تا چهره ی اصیل و فراموش شده ی مقدسات را نشان دهد تا نسخه بدل هایی که متقلبان به عنوان اصل نسخه به خلق الله قالب می کنند، معرفی کند. شعر های حافظ پیرامون رمضان و روزه اغلب فطریه است. حافظ هم بلا تشبیه چون فرخی همواره به بهانه عید فطر به بهار رمضان پرداخته است. اما از محقق تا مقلد فرقهاست، حافظ هم از رفتن رمضان و آمدن عید صیام سرخوشی می کند و شادمان است هم چنان که فرخی شادمان بود و سرخوشی می کرد. اما هرگز تعبیراتی چون «پیر چابک»، «تنگ خو» و «هولناک» در باب رمضان و روزه ندارد. تعبیراتی که در شعر فرخی موج می زند. اما به راستی چرا؟ درست از آن رو که شادمانیش با شادمانی فرخی در عید فطر یکسان نیست! درست از آن جا که فرخی در چاه طبیعت بود، حافظ شیفته بیرون آمدن از چاه طبیعت و صفا کردن و آبتنی کردن در آب های زلال بود، نه گل آلود و تراب آلوده، شیفته اصل فراموش شده ی دین. شادمانی حافظ در عید فطر فقط از آن روی نیست که دیگر می تواند بخورد و بیاشامد، با لهو و لعب جفت باشد! بل شادمان است که دوره ی گروهی که از ماه رمضان سوء استفاده می کرده اند؛ گذشته است. اصولا حافظ چونان فرخی اهل خور و خواب نیست و حتی یک مورد هم از رمضان تحت عنوان گرسنگی یاد نکرده است، افق فکری و روحی او روشنتر و بالاتر از این حرف ها است! او در رمضان نگران ریای مضاعف است و نگران سودای خام پختن و دریدن ناموسها و نامهای مضاعف تر و اضافی. و بی خویشی راز رهایی از خود بینی و ناموسها و نام هاست. در عید فطر در واقع شادمانی او به جهت سر آمدن دوره ی این نا مردانی است که رمضان را نمی شناسند و نه به دلیل سر آمدن ماه شریف رمضان. حافظ رمضان ستیز نیست با رمضان ناشناسان می ستیزد:
روزه یک سو شد و عید آمد و دل ها بر خاست              می زخمخانه بجوش آمد و می باید خواست
نوبه ی زهد فروشان گران جان بگذشت                      وقت رندی و طرب کردن رندان پیداست
باده نوشی که درو روی و ریایی نبود                          بهتر از زهد فروشی که درو روی و ریاست
حافظ شادمان نیست که ماه روزه به پایان رسیده است، شادمان است که نوبه ی زهد فروشان گران جان گذشته است؛ زهد فروشی شرک است! شریک تراشیدن است در پرستش و ستایش حق تعالی. دریغ از رمضان اگر گروهی به بهانه ی آمدن آن، بت بتراشند و بت بپرستند! حافظ اگر خرقه اش را رهن می کند، زهد آن هم از نوع گرانش را نمی خرد. در چشم او آن که در ماه رمضان شراب می نوشد ولی شر یک برای خدا نمی تراشد بهتر است از آن هایی  که با نقاب و تقلّب و در پناه رمضان و روزه خدا تراشی می کنند.  واین چنین با بیانی کوبنده به مبارزه با متزوّران و ریاکاران عصر خویش و به طور اعم با همه ی کسانی که در طول تاریخ با لباس دین به پیشبرد مقاصد پلید خویش می پردازند به مبارزه بر می خیزد و فریاد رسای آزادی و آزادگی سر می دهد. ودین و مظاهر آن از جمله روزه را از دست دین نا شناسان بیرون می کشد.

تأثيرات مولانا در شرق و غرب

تأثيرات مولانا در شرق و غرب

آنه مارى شيمل


به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.


ادامه نوشته

سوالاتی تشریحی و تستی از درس آرایه های ادبی


به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

ادامه نوشته

عطر مشک چگونه تولید می شود؟

مشک در طول تاریخ بشریت به عنوان یکی از خوشبو ترین و معروف ترین عطرها به شمار می رفته و امروزه نیز طرفداران خاص خود را دارد. مشک از کلمه عربی "مسک" نشأت گرفته است. مشک یکی از معدود عطرهایی است که منبع آن حیوانی است.

آهویی که مشک از آن گرفته می شود با نام علمی Moschus moschi ferus شناخته می شود. این حیوان آهویی است با قد یک متری، قهوه ای رنگ و سرعتی بالا که شکارچی ها به سختی می توانند آن را شکار کنند. این حیوان بیشتر در ارتفاعات کوه های جنگل هیمالایا زندگی می کند. این نوع آهو در مناطقی همچون تبت، سیبیری، شمال غرب چین و برخی مناطق مرکزی آسیا نیز یافت می شود. تنها در زمان های خاصی از سال مانند زمستان می توان مشک را از بدن این آهو بدست آورد زیرا در زمستان مشک که در اصل به صورت مایع است، جامد می شود.

عطر مشک چگونه تولید می شود؟ + تصاویر

مراحل تولید مشک

پس از شکار این نوع آهو توسط شکارچیان، آن را ذبح کرده، کیسه یا غده مشک را از شکم او خارج کرده و در معرض آفتاب روی سنگ مسطح پهن کرده و یا در روغن داغ شده خشک می کنند. روش دوم بدست آوردن مشک، بدون شکار و ذبح انجام می گیرد. این کار زمانی صورت می گیرد که این غده به قدری بزرگ می شود که باعث درد آهو شده و او با ساییدن بدن خود به سنگ، پوست خود را پاره کرده و غده را از بدن خود خارج می کند. پس از آن شکارچیان که از محل آن با خبر شده، به جمع آوری آن می پردازند.
رنگ مشک مشکی است و بسیار کمیاب و گران قیمت است. این مسأله باعث شده که فروشندگان آن را با مواد دیگری مخلوط می کنند تا وزن آن زیاد تر شود. مشک مقدار زیادی ماده "کافین" دارد از همین رو برخی ها به جای چای یا قهوه از آن استفاده می کنند اما بررسی های انجام شده نشان می دهد که خوردن زیاد آن باعث ایجاد خلل در دستگاه عصبی افراد می شود.

عطر مشک چگونه تولید می شود؟ + تصاویر   عطر مشک چگونه تولید می شود؟ + تصاویر
عطر مشک چگونه تولید می شود؟ + تصاویر


فواید و کاربردهای مشک

علاوه بر استفاده از مشک به عنوان عطر، می توان از آن به عنوان داروی آرامبخش و یا برای کاهش سردرد و درمان سرما خوردگی و نیز برای تقویت قلب و معده و چشم به کار می رود.

گفتنی است نام "مشک" در قرآن کریم نیز ذکر شده و خداوند متعال از کلمه "مشک" برای صفت ابرار و افراد نیک استفاده کرده است.

در آیه 26 سوره مطففین آمده: « تعرف فی وجوههم نظرة النعیم * یسقون من رحیق مختوم * ختامه مسک وفی ذلک فلیتنافس المتنافسون » ترجمه: از چهره هایشان (ابرار) آثار خرمی و خشنودی هویداست * آنها از نوشیدنی پاک نوشانده می شوند * مهری که بر سر سبوی نوشیدنی نهاده شده از مشک معطر است و آنها مشتاقانه آن عطر را استنشاق می کنند.

نمونه سوالات آرايه‌هاي ادبي (سوم انساني)

رديف توضيحات لينك دانلود
1 دي ماه 77 كشوري دريافت نمونه سوال
2 خرداد ماه 78 كشوري دريافت نمونه سوال
3 مهرماه 78 كشوري دريافت نمونه سوال
4 دي ماه 78 كشوري دريافت نمونه سوال
5  دي ماه 79 كشوري دريافت نمونه سوال
6 خرداد ماه 82 استان مركزي دريافت نمونه سوال
7 خرداد ماه 83 استان مركزي با جواب دريافت نمونه سوال
8 شهريور ماه 83 استان مركزي دريافت نمونه سوال
9 دي ماه 83 استان مركزي دريافت نمونه سوال
10 خرداد ماه 84 كشوري با جواب دريافت نمونه سوال
11 شهريور ماه 84 كشوري دريافت نمونه سوال
12 دي ماه 84 كشوري با جواب دريافت نمونه سوال
13 خرداد ماه 85 كشوري با جواب دريافت نمونه سوال
14 شهريور ماه 85 كشوري با جواب دريافت نمونه سوال
15 دي ماه 85 كشوري با جواب دريافت نمونه سوال
16 خرداد ماه 86 كشوري با جواب دريافت نمونه سوال
17 شهريور ماه 86 كشوري با جواب دريافت نمونه سوال
18 دي ماه 86 كشوري با جواب دريافت نمونه سوال
19 خرداد87 كشوري با جواب دريافت نمونه سوال
20 شهريور 87 كشوري با جواب دريافت نمونه سوال

چهل داستان كوتاه برگزیده

سه قطره خون - صادق هدایت / فارسی شکر است - محمد علی جمالزاده / عالی جناب - جعفر مدرس صادقی / انار بانو و پسرهایش - گلی ترقی / آینه - محمود دولت آبادی  / از میان شیشه، از میان مه - علی خدایی / بفرینه - علی اشرف درویشیان / باله دریاچه قو - بهنام دیانی / چتر و گربه و دیوار باریک - رضا قاسمی / چرا دریا توفانی شده بود - صادق چوبک / در تابوتی از هیچ روی شانه های هیچ کس - امین فقیری / در یکی از همین تابستان ها - امیر حسن چهل تن / گدا - غلامحسین ساعدی / گیله مرد - بزرگ علوی / هفت خاج رستم - یار علی پور مقدم  / حاج بارک الله - مهین بهرامی / جشن فرخنده - جلال آل احمد / قفس - صادق چوبک / جزیره - غزاله علیزاده / کلاغ هندی - فرشته مولوی / کمربند صاعقه - پرویز دوایی / ما فقط از آینده می ترسیم - منیرو روانی پور / ماهی و جفتش - ابراهیم گلستان / من و احمد میرعلایی و قهقه خنده - اکبر سردوزامی / مرغدانی - محمد محمدعلی / مونس و مردخای - رضا جولایی / آغا سلطان کرمانشاهی - مهشید امیرشاهی / پردیس - فرخنده آقایی / رمی - عباس معروفی / سنگ سیاه - محمدرضا صفدری / سراسر حادثه - بهرام صادقی / شهر کوچک ما - احمد محمود / شرق بنفشه - شهریار مندنی پور / داستان تفریق خاک - ابو تراب خسروی / من و عینکم - رسول پرویزی / آتش زردشت - هوشنگ گلشیری / یک داستان عاشقانه - مدیا کاشیگر / جمعه ها - شیوا ارسطویی / داستان لکه ها - زویا پیرزاد / طاقوت و یاقوت هر زن بودند - الهه عروض  

منبع : http://sarapoem.persiangig.com

جهت مشاهد و مطالعه به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

 

ادامه نوشته

دیوان 5 شاعر

برای ورود به سایت مورد نظر و مشاهده و مطالعه اشعار روی نام شاعر کلیک کنید.

 

رباعیات خیام

شاهنامه فردوسی

غزلیات سعدی

غزلیات مولانا

غزلیات حافظ

واج ، انواع واج ، ترکیب واج­ها ، تشخیص نوع واج­ها ، سؤالات کنکوری مرتبط با واج­ها

 

 

برای مشاهده به ادامه مطلب مراجعه فرمایید

ادامه نوشته

شعر کهن

شما با کلیک نمودن بر روی نام هر کدام از شعرای زیر به سایت http://www.rira.ir ارجاع داده می شوید و در آنجا می توانید به صورت آنلاین آثار شاعر مورد نظر خود را مطالعه فرمایید.

  • ۱. ابوسعید ابوالخیر
  • ۲. امیر خسرو دهلوی
  • ۳. انوری
  • ۴. اوحدی مراغه‌ای
  • ۵. بابا طاهر
  • ۶. پروین اعتصامی
  • ۷. جامی
  • ۸. حافظ
  • ۹. خاقانی
  • ۱۰. خواجوی کرمانی
  • ۱۱. خیام
  • ۱۲. دقیقی
  • ۱۳. رودکی
  • ۱۴. سعدی
  • ۱۵. سنایی غزنوی
  • ۱۶. سیف فرغانی
  • ۱۷. شبستری
  • ۱۸. شیخ بهائی
  • ۱۹. صائب تبریزی
  • ۲۰. عبید زاکانی
  • ۲۱. عطار
  • ۲۲. فخرالدین عراقی
  • ۲۳. فرخی سیستانی
  • ۲۴. فردوسی
  • ۲۵. فروغی بسطامی
  • ۲۶. محتشم کاشانی
  • ۲۷. مسعود سعد سلمان
  • ۲۸. ملک الشعرا بهار
  • ۲۹. منوچهری
  • ۳۰. مولوی
  • ۳۱. ناصر خسرو
  • ۳۲. نظامی
  • ۳۳. وحشی بافقی
  • ۳۴. هاتف اصفهانی

     

  • زندگینامه شعرای ایرانی

     

     

    .....................................

     

    زندگینامه شعرای ایرانی/ زندگینامه ۴۰ شاعر  

    دانلود کتاب زندگینامه شعرای ایرانی ( در قالب exe قابل اجرا در رایانه)

     

    مولانا

    کسی نمی داند بر مولانا  و شمس چه گذشت که ایشان چنین شیدا شده بود .  ولی اگر قرار باشد بگوییم  که چرا مولانا بی بدیل گردید دو چیزی بود که شمس به او آموخت ، یکی تازگی بود و دیگری طرب .   واما تازگی یک مفهوم نظری دارد ؛ یک مفهوم بینشی دارد و یک مفهوم عملی و عاطفی داراست . در مفهوم معرفت شناختی و  فلسفی خود تازگی امر ناشناخته ای نبود . زیرا عالم هر لحظه در حال نو شدن است . به گفته آن فیلسوف یونان باستان که گفته بود هیچ انسانی در یک رودخانه دوبار شنا نمی کند چون نه آن انسان انسان سابق است  و نه آن رودخانه ،  رودخانه قبل .کاری که شمس با مولانا کرد این بود که پرده را از مقابل چشمان او برداشت و نو شدن جهان را به او نشان داد .  باید در وجود انسان چشمی باز شود  تا بتوان این نو شدن را درک کرد .شمس آن چشم را برای مولانا گشود .   آنچه جهانیان را شیفتۀ مولانا کرده همین نو بینی اوست...

    مولانا تا قبل از دیدار  با شمس گمان می کرد که محبوب را می شناسد ،  ولی  نمی شناخت .  تازه دانسته بود محبوب چیست و کیست  . به این دلیل شوریده گشته بود .  شمس الدین ، طوفانی عظیم بود که این اقیانوس آرام را متلاطم و موج خیز گردانید .

    .  گروهی بر این باور بودند که شمس معشوق مولانا  بود و هست .  ولی اینگونه  نبود . شمس  معشوقی بود که تبدیل به بهانه شد   و بهانه ای بود که به عنوان معشوق معرفی گردید  .  در واقع حضرت ، دلباخته  حضرت دوست بود و علاقه اش به شمس به خاطر  این بود که توسط او محبوب را شناخته بود .

    اما نشانه هایی بالاتر از نو دیدن عالم در مولانا می بینیم . و آن نو شدن است . مولانا در بین کسانی که عالم را می بنینند و عده اندکی که عالم را نو می  بینند ، جزء نوادری است که به مرحله نو شدن هم رسیده .   البته این نو شدگی در  دو چیز خود نمای کرد . شعر و موسیقی .  در زمینه شعر که همه می بینیم دیوان شمس در چه حدی است . در حدی که   کسی را یارای رقابت با آن نیست .  و زیباترین غزلهایش را بعد از دیدار با شمس سروده  و اکثر غزلهایش را در حالت بی  خودی سروده .  اما از سال 658 به این طرف به خواهش مرید محبوب ، « حسام الدین چلبی » شروع به سرودن مثنوی کرد . البته در هین سرودن مثنوی که تاچند ماهی از عمر ایشان باقی بود ادامه داشت. اما در ماههای اخیر مولانا حتی  مثنوی عزیز خود را کنار گذاشته بود . چندان علاقه ای به تکمیل آن نداشت . خودش گفته بود ،

    در ماههای اخیر دیگر رو به خاموشی گذاره بود  و در دریای خاموشی فرو رفته بود .  .  اما نمی توانست دست از غزلهایش بکشد . چون غزلهایش بی اراده او به زبانش می آمد .

               سخنم خور فرشته ست ، من اگر سخن نگویم        ملک گرسنه گوید که بگو خمش چرایی ؟؟

    اکثر غزلیان مولانا در مجالسی که بیشتر به مدیریت خلیفه های مولانا  مثل همین « چلبی » انشاء میشد . زیرا زمانی که از شنیدن موسیقی تحت تاثیر  قرار می گرفت و سپس وسط مجلس می آمد و دست بر  ستونی که وسط مجلس بود می گذاشت و دور آن می چرخید . همه نظاره می کردند که غزلی از  زبان مولانا  بشنوند و آن را انشاء کنند .   مولانا  افسون موسیقی را از اشعار خود بالاتر میداند . موسیقی را افسون می نامد و شعر خود را افسانه . روزی مولانا  در مجلسی بوده که از فتوحات مکی « یکی از کتاب های  بزرگ »  سخن می گفتند .  مولانا حوصله گوش دادن به آن حرف هار ا نداشته و بی تابی می کرده . ناگاه یکی از نوازندگان مشهر زمان او ه نام « زکی » وارد شد .  مولانا با خوشحالی گفت ، ما را « فتوحات زکی بهتر از فتوحات مکی است »

    سرانجام مولانا ؛ آن توانای عالم معنی در بستر بیماری افتاد و هر چه طبیبان برای مداوای او کوشیدند ثمر نداشت . آخرین شب حیات مولانا ، آخرین غزل وی گفته شد .  که خیلی ها به صورت مشترک یک غزل را آخرین غزل نامیده اند .  شب آخر که  در بستر بیماری  بود و پسر محبوب او « سلطان ولد » از پدر پرستاری می کرد و  مولانا به او گفت که برو بخواب .   امشب من حالم بهتر است .  و بعد از رفتن او این غزل را سرود ،
    « رو سر بنه به بالین   تنها مرا رها کن » . در این غزل به بیتی میرسیم که وفاداری اش  به شمس را  به ما نشان میدهد 
                
              در خواب دوش پیری در کوی عشق دیدم          با دست اشارتم کرد که عزم سوی ما کن .

    عاقبت ، آن عالم و عارف بی بدیل در روز یکشنبه پنجم ماه جمادی الاخر سال 672  این عالم  ساسر عذاب را  رهاکرد و به سمت معشوقش رفت تا به  او بپیوندد .   حتی جنازه ایشان را با دف  همراهی کردند در حالی که خود « حسام الدین چلبی »  در مقابل تابوت ، رقص کنان میرفت ،  زیرا خود مولانا چنان خواسته بود . حتی می پسندد که با دف و نی و .. . به  زیارتش بروند . 

             میا  بی دف به گور من برادر               که در بزم خدا غمگین نشاید


     روحش شاد و خوابش آرامترین خوابهای جهان باد .

    گندم و نه سیب

    نه گندم و نه سیب
    آدم فریب نام تو را خورد
    از بی شمار نام شهیدانت
    هابیل را که نام نخستین بود
    دیگر
    این روزها به یاد نمی آوری
    هابیل
    نام دیگر من بود
    یوسف ، برادرم نیز
    تنها به جرم نام تو
    چندین هزار سال
    زندانی عزیر زلیخا بود
    بتها ، الهه ها
    و پیکر تمام خدایان را
    صورتگران
    به نام تو تصویر می کنند

    نام تو را
    روزی تمام غارنشینان
    بر سنگها نوشتند
    و سنگها از آن روز
    جنگل شدند
    امروز هم
    از کیمیای نام تو
    این واژه های خام
    در دستهای خسته ی من
    شعر می شوند
    من در ادای نام تو
    دم می زنم
    شعرم حرام باد
    اگر روزی
    تا بوده ام
    جز با طنین نام تو
    شعری سروده ام !

    نام تو نام مجنون
    نام تو بیستون
    نام تو نام دیگر شیرین
    نام تو هند
    نام تو چین است
    و شاعران عاشق
    در عهد جاهلیت
    ویرانه های نام تو را می گریستند
    نام تو نام دیگر لیلا
    نام تو نام دیگر سلماست
    نام تو نام اهرام
    نام تو باغهای معلق
    نام تو فتح قیصر و کسری است

    چنام تو
    رازی نوشته بر پر پروانه هاست
    گلها همه به نام تو مشهورند
    آیینه ها
    از انعکاس نام تو می خندند
    در کوچه های خاطره باران
    وقتی که خوشه های اقاقی
    از نرده های حوصله ی دیوار
    سر ریز می کنند
    و در مشام باد عطر بنفش نام تو می پیچد
    نامت
    طلسم " بسم " اقاقیهاست
    بی نام تو جذام خلاء
    ده کوره ی جهان را
    خواهد خورد


    نام تو چیست ؟
    غوغای رودخانه ی همسایگی است
    وقتی به شیب دره
    سرازیر می شود
    نام تو روستاست
    شبها که سقف خواب مرا
    قورباغه ها
    هاشور می زنند
    وقتی که طبل تب را
    پیشانی تفکر و تردید
    می کوبد
    نام تو شیشه
    نام تو شبنم
    نام تو دستمال نسیم است


    نام تو چیست ؟
    لبخند کودکی است
    که با حالتی نجیب
    لب باز می کند
    که بگوید :
    " سیب "
    نام تو نور
    نام تو سوگند
    نام تو شور
    نام تو لبخند
    لبخند
    در تلفظ نامت
    ضرورتی است !

    نامی برای مردن
    نامی برای تا به ابد زیستن
    نامی برای بی که بدانی چرا
    گاهی گریستن
    فهرست کوچکی
    از بی شمار نام شهیدان توست
    پیغمبران
    به نام تو سوگند خورده اند و شاعران گمنام
    تنها به جرم بردن نام تو مرده اند
    زیرا که نام کوچک تو
    شرح هزار نام بزرگ خداست
    زیرا
    هزار نام خدا زیباست .

                                                                            قیصر امین پور

    نمونه سوالات زبان فارسي 3 (سوم انساني)

    رديف توضيحات لينك دانلود
    1 خرداد ماه 82 تهران دريافت نمونه سوال
    2 شهريور ماه 82 تهران دريافت نمونه سوال
    3 خرداد 83 استان مركزي با جواب دريافت نمونه سوال
    4 شهريور ماه 83 استان مركزي دريافت نمونه سوال
    5 دي ماه 83 استان مركزي دريافت نمونه سوال
    6 خرداد ماه 84 كشوري با جواب دريافت نمونه سوال
    7 شهريور ماه 84 كشوري با جواب دريافت نمونه سوال
    8 دي ماه 84 كشوري دريافت نمونه سوال
    9 خرداد ماه  85 كشوري با جواب دريافت نمونه سوال
    10 شهريور ماه 85 كشوري با جواب دريافت نمونه سوال
    11 دي ماه 85 كشوري باجواب دريافت نمونه سوال
    12 خرداد ماه 86 كشوري با جواب دريافت نمونه سوال
    13 شهريور ماه 86 كشوري با جواب دريافت نمونه سوال
    14 دي ماه 86 كشوري با جواب دريافت نمونه سوال
    15 خردا 87 كشوري با جواب دريافت نمونه سوال
    16 شهريور 87 كشوري با جواب دريافت نمونه سوال

    خيام نيشابوري / رباعيات خیام

     

    حکیم غیاث‌الدین ابوالفتح عُمَر بن ابراهیم خیام نیشابوری (زادهٔ ۲۸ اردیبهشت ۴۲۷ خورشیدی - درگذشته ۱۲ آذر ۵۱۰ خورشیدی)به خیامی و خیام نیشابوری و خیامی النیسابوری هم نامیده شده‌است. او از ریاضی‌دانان، ستاره‌شناسان و شُعرای بنام ایران در دورهٔ سلجوقی است. گرچه پایگاه علمی خیام برتر از جایگاه ادبی او است و دارای لقب حجةالحق بوده‌است،ولی آوازهٔ وی بیشتر به واسطهٔ نگارش رباعیاتش است که شهرت جهانی دارد. افزون بر آنکه رباعیات خیام را به اغلب زبان‌های زنده ترجمه نموده‌اند، ادوارد فیتزجرالد رباعیات او را به زبان انگلیسی ترجمه کرده‌است که مایهٔ شهرت بیشتر وی در مغرب‌زمین گردیده‌است.

    نيکی و بدی که در نهاد بشر است / شادی و غمی که در قضا و قدر است
    با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل / چرخ از تو هزار بار بيچاره تر است

    .....................................................

    * دانلود رباعيات خيام نيشابوري( در قالب exe قابل اجرا در رايانه )

    داراي قابليت جستجو
    حركت صفحه به صفحه و ورق زدن اشعار
    قابل اجرا بر روي ويندوز اكس پي
    حجم فايل 1.5 مگابايت


    * دانلود کتاب رباعیات خیام (کتاب موبایل تهیه شده با نرم افزار fbook1)

    *  دانلود کتاب رباعیات خیام(کتاب موبایل تهیه شده با نرم افزار پرنیان)

    * دانلود کتاب رباعیات خیام (در قالب pdf با ترجمه انگلیسی)

     * دانلود کتاب رباعیات خیام (کتاب موبایل تهیه شده با نرم افزاری متفاوت)

    جملات آموزنده در رابطه با تعليم و تربيت

     

    برای مشاهده به ادامه مطلب مراجعه فرمایید

     

    ادامه نوشته

    نمونه سوالات زبان فارسي 3 (غير انساني)

    رديف توضيحات لينك دانلود
    1 خرداد ماه 82 تهران دريافت نمونه سوال
    2 خرداد 83 استان مركزي با جواب دريافت نمونه سوال
    3 شهريور 83 استان مركزي دريافت نمونه سوال
    4 دي ماه 83 استان مركزي دريافت نمونه سوال
    5 خرداد 84 كشوري با جواب دريافت نمونه سوال
    6 شهريور 84 كشوري با جواب دريافت نمونه سوال
    7 دي ماه 84 كشوري با جواب دريافت نمونه سوال
    8 خرداد ماه 85 كشوري با جواب دريافت نمونه سوال
    9 شهريور 85 كشوري با جواب دريافت نمونه سوال
    10 دي ماه 85 كشوري با جواب دريافت نمونه سوال
    11 دي ماه 85 دبيرستان شاهد امام‌خميني دريافت نمونه سوال
    12 خرداد 86 كشوري با جواب دريافت نمونه سوال
    13 شهريور 86 كشوري با جواب دريافت نمونه سوال
    14 دي ماه 86 كشوري با جواب دريافت نمونه سوال
    15 خردا 87 كشوري با جواب دريافت نمونه سوال
    16 شهريور 87 كشوري با جواب دريافت نمونه سوال

    نمونه سوالات زبان فارسی ۱

     

    ردیف توضیحات لینک دانلود
    ۱ دبیرستان شاهد امام نمونه ۱ دریافت نمونه سوال
    ۲ خرداد ماه ۷۹ استان مرکزی دریافت نمونه سوال
    ۳ شهریور ماه ۷۹ استان مرکزی دریافت نمونه سوال
    ۴ خرداد ماه ۸۱ کشوری گروه الف دریافت نمونه سوال
    ۵ خرداد ماه ۸۱ کشوری گروه ب دریافت نمونه سوال
    ۶ شهریور ماه ۸۱ کشوری گروه الف دریافت نمونه سوال
    ۷ شهریور ماه ۸۳ کشوری گروه الف دریافت نمونه سوال
    ۸ شهریور ماه ۸۳ کشوری گروه ب دریافت نمونه سوال
    ۹ دی ماه ۸۴ دبیرستان شاهد امام دریافت نمونه سوال
    ۱۰ خرداد ماه ۸۶ دبیرستان شاهد امام دریافت نمونه سوال
    ۱۱ خرداد ۸۶ دبیرستان شهید نجفی اراک دریافت نمونه سوال
    ۱۲ دی ماه ۸۶ دبیرستان ایثارگران اراک دریافت نمونه سوال
    ۱۳ خرداد ماه ۸۷ کشوری گروه صبح با جواب دریافت نمونه سوال
    ۱۴ خرداد ماه ۸۷ کشوری گروه بعد از ظهر با جواب دریافت نمونه سوال
    ۱۵ خرداد ماه ۸۷ کشوری گروه غائبین با جواب دریافت نمونه سوال
    ۱۶ شهریور ماه ۸۷ کشوری گروه صبح با جواب دریافت نمونه سوال
    ۱۷ شهریور ماه ۸۷ کشوری گروه بعد از ظهر با جواب دریافت نمونه سوال
    ۱۸ خرداد ماه ۸۷ دبیرستان ایثارگران اراک دریافت نمونه سوال

    فهرست منابع آزمون ارشد گرایش ادبیات فارسی

     

    برای مشاهده فهرست منابع آزمون ارشد گرایش ادبیات فارسی

    به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

     

    ماخذ مطلب : http://www.adabfarsi.blogsky.com

    ادامه نوشته

    وصیت نامه مولانا

     

    شما را وصيت مي کنم به ترس از خدا در نهان و عيان و اندک خوردن و اندک خفتن و اندک گفتن و کناره گرفتن از جرم و جريت­ها و مواظبت بر روزها و نماز برپا داشتن و فرونهادن هواهاي شيطاني و خواهش­هاي نفساني و شکيبايي بردرشتي مردمان و دوري گزيدن از همنشيني با احمقان و نابخردان و سنگدلان و پرداختن به همنشيني با نيکان و بزرگواران همانا بهترين مردم کسي است که براي مردم مفيد باشد و بهترين گفتار کوتاه و گزيده است و ستايش از آن خداوند يگانه است.

    آراستگي ادبيات با سخنان و بلاغت علي(ع)

    آراستگي ادبيات با سخنان و بلاغت علي(ع)

     

     نویسنده : استاد سيد محمود محفوظي موسوي‌
    به نقل از روزنامه اطلاعات پنجشنبه 27 تیر 1387

     

    مقاله را در ادامه مطلب مطالعه فرمایید

    ادامه نوشته